تبليغاتX
راه ياب

راه ياب

حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا و زنوا قبل أن

دین و دعوت

ترجمه، تحقیق و اقتباس: ایوب پوزش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از غم امروز و فردا رســــته‌ایم
با کسی عهد محبت بسته‌ایم

در دل حق سر مکــــــنونیم ما
وارث موسی و هــــارونیــم ما

یکی از از واجبات برادر داعی این است که همیشه در فکر اصلاح و تزکیه‌ی نفس و روح خود می‌باشد. باید همیشه مواظب خود باشد؛ چون نفس اماره هر آن ممکن است او را دچار مشکل کند یا به مسیر شیطان هدایت نماید. خلیفه‌ی راشد عمر خطاب(رض) این مسأله را خوب درک کرده است که می‌فرماید:« حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا و زنوا قبل أن توزنوا و تهیئوا للعرض الأکبر. »



داعی در جامعه‌ی امروز زیاد احساس غربت می‌کند؛ چرا که می‌بیند مظاهر جدید شهرنشینی به دنبال نابودی ارزش‌ها، اخلاق، اشاعه‌‌ی رذایل و فاحشه در جامعه است. او نیاز به محافظت از نفس خود دارد تا آن را در مقابل تأثیرات بیرونی قوی گرداند. دعوتگران برای مصون نگه‌داشتن نفس از ناملایمات اجتماعی باید پیوسته در فکر خود باشند و کار های زیر را انجام دهند:

1- قیام اللیل (‌مدرسه‌‌ی روحی داعیان)نباید فراموش شود؛ چون مولد ایمان است. خداوند به خاطر اهمیت آن فرموده است: « إن ناشئة اللیل هی أشد وطاً و أقوم قیلا ً.» آیا شما قسمتی از شب را به نماز ایستاده‌‌ای تا خداوند تو را به مقام محمود برساند؛ زمانی که ندای«هل من مستغفر فأغفر له، من یدعونی فأستجیب له، من یسألنی فأعطیه » آمد در خواب غفلت بودی یا بیدار؟ آیا شما عضو گروهی هستی که « تتجافی جنوبهم عن المضاجع» و «کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون »؛ « أمن هو قانت آناء اللیل ساجداً و قائماً یحذر الآخرة و یرجو رحمة ربه .»

2- خداوند ملایکی دارد که شب و روز ما را می‌پایند هنگام نماز صبح و عصر حاضرند؛ سپس به آسمان عروج می-کنند. خداوند از آنان می‌پرسد :چگونه بندگان من را ترک کردید؟ جواب می‌دهند: آنان را ترک کردیم درحالی که نماز می-خواندند و در حالی پیش آنان رفتیم که مشغول نماز بودند. آیا تو نماز صبح و عصر را به موقع و با جماعت می‌خوانی؟ آیا از آن گروه هستی که پیامبر(ص) در موردشان می‌فرماید :« من صلّی الصّبح فهو فی ذمّة الله فانظر یا ابن آدم لا یطلبنّک الله من ذمّته شیء .»
بخاری و مسلم از ابو هریره روایت کرده‌‌اند که پیامبر(ص) فرمود : « إنّ أثقل صلاة علی المنافقین صلاة العشاء و صلاة الفجر.» آیا تو از این گروه هستی؟

3- خواهر و برادر داعی قلب تو در شبانه‌روز نیاز به سرچشمه‌‌ی زلال و جوشان قرآن دارد تا با آن آرامش پیدا کند و از بیماری شفا یابد. چون قلب مؤمن با ذکر و یاد خدا زنده است. خداوند می‌فرماید: « إنما المؤمنون الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم...» آیا بعد از نماز صبح آیاتی از قرآن خوانده‌‌ای؟ شنیده‌‌ای که خداوند در مورد قرائت قرآن هنگام صبح چه می‌فرماید؟« إن قرآن الفجر کان مشهوداً .» پیامبر(ص) در این زمینه فرموده است: ‌«إن الذی لیس فی جوفه شیء من القرآن کالبیت الخرب.»

تا دلش از گرمی قرآن تپید
موج بی‌تابش چو گوهر آرمید

4- وقتی که بر سفره‌‌ی غذا می نشینی آیا در مورد هدفی که به خاطر آن غذا می‌خوری تا به تو نیرو بدهد و دستان تو را برای تلاش در راه خدا قوی گرداند، اندیشیده‌‌ای؟ آیا می‌دانی خداوند همه‌‌ی نعمتهای هستی را برای تو و به خاطر تو آفریده است؟ پس شکر آنها را به جای بیاور.

5- وقتی که از خانه خارج می‌شوی باید بدانی اسلام دین تلاش و کوشش است نه سستی و تنبلی. بر تو به عنوان یک مسلمان آگاه واجب است در زمین به دنبال رزق و روزی حلال باشی . آیا به فرموده‌‌ی رسول خدا(ص) عمل کرده‌‌ای که می‌فرماید: « إن الله یحب إذا عمل أحدکم عملاً أن یتقه.»
آیا مال و ثروت خود را با دادن انفاق به نیازمندان پاک کرده‌‌ای؟ زکات مال و دارایی خود را پرداخت کرده‌‌ای؟ آیا می‌دانی پیامبر(ص) فرموده است: « ما أکل أحد طعاماً قط خیراً من أن یأکل من عمل یده.»

6- آیا وقتی که در خیابان و بین مردم در حرکت هستی، وجود خدا را احساس می‌کنی؟ اگر در بازار چشمت به نامحرم افتاد، به خاطر خدا آن را برمی‌گردانی؟ آیا می‌دانی نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است؟ هیچ وقت به یاد یوسف صدیق افتاده‌‌ای که زندان را بر بی اخلاقی ترجیح داد؟ « رب السجن أحب إلی مما یدعوننی إلیه.»

7- حالا از خودت سؤال کن چه قدر در محل کار بر اساس موازین اسلامی برخورد کرده‌‌ای؟ آیا روی دوستان و همکارانت تأثیر گذاشته‌‌ای؟ آیا به دیدارشان رفته‌‌ای تا رابطه‌‌ی خود را با آنان قوی‌تر کنی؟ می‌دانی پیامبر(ص) فرموده است:« لئن یهدی الله بک رجلاً واحداً خیراً لک مما طلعت علیه الشمس و غربت.»
برادرم عزیزم خواهرم گرامی‌ام باید مدتی از وقت خودت را به دعوت اختصاص بدهی. دعوت با زبان، قلم، عمل نیک، اخلاق خوب و... پیامبر(ص) می‌فرماید:« نعم العطیة کلمة حق تسمعها ثم تحملها إلی أخ لک مسلم فتعملها إیاه.»

8- برادر، خواهرم؛ نباید فراموش کنی حتماً در شبانه‌روز مدتی از وقت خود را به مطالعه جهت بالا بردن اندیشه‌‌ی اسلامی خود اختصاص بدهی؛ چون تو در جامعه‌‌ای با فرهنگ، اندیشه و گرایش‌های مختلف، زندگی می‌کنی؛ پس باید بر افکار و اندیشه‌‌های اطراف خود احاطه‌‌ داشته باشی و بتوانی آنها را تحلیل و نقد کنی. آیا روزانه کتابی را مطالعه می‌کنی که سطح فکری، فرهنگی و سیاسی تو را بالا ببرد؟

خامــه‌‌ام از همت فکــر بلند
راز این نه پرده در صحرا فکند

9- خواهر و برادر دعوتگرم حالا از خودت بپرس ببین چه قدر استعداد و توان جانفدایی در راه خدا داری؟ مسائل زیادی وجود دارند که وجود انسان را سنگین می‌کنند و آن را به دنیا و زندگی در آن می‌چسبانند. آیا سعی کرده‌‌ای خود را از وابستگی‌های دنیوی آزاد کنی؟ تعلقات دنیوی اغلب عبارتند از: مال و ثروت، زن و فرزند، شغل و مقام و... باید انسان داعی ابتدا خود را از آن‌ها رها کند تا بتواند راه خود را در پیش گیرد.
داعی باید در هر حال و شرایطی مصلحت اسلام را بر تمام مصالح دیگر ترجیح دهد و هوای نفس را تسلیم شریعت خدا کند. همیشه آماده‌‌ی مرگ در راه خدا باشد.
10- جسم انسان بر او حقی دارد. داعی باید زمینه‌‌ی قوی شدن آن را فراهم کند؛ تا بتواند بار سنگین سفر طولانی و جهاد مستمر را تحمل کند. شایسته است بدانی مؤمن قوی نزد خدا از مؤمن ضعیف بهتر است.

11- عزیزانم راه دعوت اسلامی سخت و دشوار است، مردان زیادی مردانه در این راه جان خود را تقدیم کرده‌‌اند و دیگران در صف قرار دارند تا کی جان خود را تقدیم کنند. امروز نیاز به جهاد دعوت داریم، آن هم با تمام توان تا در میدان مبارزه به اذن خدا پیروز شویم. آیا می‌دانی پیامبر(ص) فرموده است: «من لقی الله بغیر أثر من جهاد لقی الله و فیه ثلمة.» بیایید با خدا معامله کنیم؛ معامله و تجارتی که صد در صد ما سود می‌بریم.« یا ایها الذین أمنوا هل أدلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم ...» یا « إن الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة ...» چه خوب معامله‌ای است!

12- سروران من امروز آماده کردن افراد دانا و توانا خیلی مهمتر از سیاهی لشکر است.لذا جهاد را در میدان تربیت(جهاد تربیتی) را فراموش نکنید.باید ابتدا افراد مجاهد را تربیت کنید سپس آنان را به میدان جهاد بفرستید. آن گاه شاهد پیروزی سربازان حق بر باطل باشید. خداوند چه خوب و به جا فرموده :
«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا». اصحاب بدر را به یاد بیاورید که چگونه مردانه در میدان جهاد ایستادند و سپاه دشمن را که از نظر تعداد چند برابر آنان بود شکست دادند. صداقت، ایمان، اخلاص، صبر و بردباری آنان به حدی بود که خداوند مستقیماً سربازان خود را به یاریشان فرستاد. خداوند می‌فرماید:«فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجرا عظیماً» .

نحن الذین بایعوا محمداً
على الجهاد ما لقینا أبداً

13- پافشاری بر دعوت اسلامی؛ بر دعوت به سوی خدا پافشاری کنیم و هیچ چیزی ما را از دعوت کردن باز ندارد. به قول مولانا جلال‌الدین محمد بلخی:

مشتری گرچه که سست و باردست
دعوت دین کن که دعوت واردست

باز پران کن حمام روح گیر
در ره دعوت طریق نوح گیر

خدمتی می‌کن برای کردگار
با قبول و رد خلقانت چه کار
(دفتر ششم مثنوی معنوی)

پیامبر گرامی اسلام(ص) را به یاد بیاورید در راه دعوت مردم به اسلام چه زحمت‌ها که تحمل نکرد اما باز دست نکشید. زمانی را به یاد بیاورید که مردم او را با سنگ بیرون کردند و او زیر سایه‌‌ی درخت استراحت می‌کند اما به محض دیدن یک غلام او را به اسلام دعوت می‌نماید. یوسف صدیق را به یاد بیاورید که در زندان هم دست از دعوت دینی برنمی‌دارد. شاید داستان داعی بزرگ توحید همان« رجل» به معنای قرآنی؛ احمد دیدات (رح)را شنیده‌‌اید که شانزده سال با یک نفر مسیحی مکاتبه کرد اما هرگز خسته نشد تا سرانجام آن مسیحی اسلام آورد .

14-داعی باید الگوی عملی آن چیزی باشد که به سوی آن دعوت می کند.سخن استاد فتحی یکن را هرگز فراموش نکنید که می‌گوید: داعی کسی نیست که تنها افکار و نظریات را به اطرافیان منتقل کند تا آن را قبول یا رد کنند؛ بلکه کسی است که بتواند کاری کند که مردم با این افکار زندگی کنند و اخلاق و رفتار آنان بر اساس آن تنظیم شود. آیا می-دانی اسلام در بسیاری از کشورها با الگوی خوب منتشر شد. الگو بودن بزرگان را نگاه کنید. مروزی یکی از یاران امام احمد حنبل(رض) در دوران محنت بر او وارد می‌شود و می گوید: ای استاد خدا می‌فرماید:«لاتقتلوا أنفسکم» . امام فرمود: مروزی از این جا خارج شو نگاه کن چه می‌بینی؟ در بیرون افراد زیادی دید قلم و کاغذ به دست. پرسید چرا این جا هستید؟ گفتند: منتظریم تا امام احمد چیزی بگوید و بنویسیم. مروزی پیش امام احمد حنبل آمد و جریان را گفت. امام فرمود: اینها را گمراه کنم ؟ نفسم را می‌کشم اما اینها را گمراه نمی‌کنم.

خداوند می‌فرماید:«کنتم خیر أمة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله.»
برادر و خواهر دعوتگرم باید نفس خود به گونه‌‌ای آماده کنی که مانند سرباز حقیقی همیشه در میدان مبارزه آماده باشی و هیچ وقت سستی را به خود راه ندهی. هنوز دیر نشده است. چرا شما حامل این رسالت به سوی دیگران نباشی؟ پیامبر (ص) دعوت اسلامی را از چهل سالگی تا شصت و سه سالگی پیوسته ادامه داد هیچ گاه در مسیر دعوت سستی به خود راه نداد. دعوتگران مسلمان زمان استراحت، گوشه‌‌گیری و تنبلی تمام شد حالا زمان تلاش و دعوت و ثمردهی است، مواظب باشید از قافله‌‌ی نور که پیامبر (ص) در جلوی آن حرکت می کند باز نمانید.

قبای زندگانی چاک تا کی
چو موران آشیان در خاک تا کی

به پرواز آ و شاهینی بیاموز
تلاش دانه در خاشاک تا کی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:0  توسط صالح  | 

25راه به افکارخلاق وزیبا

5 راه به افكار خلاق و زيبا

تا به حال چند بار احساس كرده‌ايد كه مغز شما از كار افتاده است و ديگر قادر به فكر كردن نيستيد؟

اين به‌دليل آن است كه ما نياز داريم توانائي‌هاي خود را براي فكر كردن افزايش دهيم.  مطلب حاضر به نكاتي مي‌پردازد كه ما براي بيشتر و بهتر فكر كردن بايد به كار گيريم و به آن نياز داريم.   

يافتن بهترين زمان. بيشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر مي‌توانند فكر كنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها.شما چه زماني بهتر فكر مي‌كنيد؟ 

- 1خوب تحصيل كنيد اما افراط نكنيد. بعضي از روان‌شناسان عقيد ه دارند كه تحصيلات تخصصي افراطي و زياد مي‌تواند به توانايي تفكر خلاقانه آسيب وارد كند. شما اگر در رشته نويسندگي دكترا كسب كنيد الزاما رمان نويس بزرگي نخواهيد شد.  

2- روز خود را با بهترين‌ها شروع كنيد. محققين نشان داده‌اند كه مقدار كافئين موجود در يك فنجان قهوه مي‌تواند به تمركز حواس كمك كند اما اگر شما مستعد اضطراب هستيد بهتر است فراموشش كنيد. . 

--3خاطرات جديد را به خاطرات قبلي بچسبانيد.
حافظه خود را چون دار بستي در نظر بگيريد و اطلاعات جديد را روي آن تثبيت كنيد. هميشه اطلاعات جديد را به چيزي پيوند دهيد و هرگز آن را تنها رها نكنيد. 

-4-تا مي‌توانيد تمرين كنيد. ياد گيري و تمرين مداوم ذهن را تغيير مي‌دهد.مطالعاتي كه روي عده‌اي داوطلب 70 ساله انجام شده نشان مي‌دهد كه آموزش‌هاي منظم و طبق برنامه
زمان‌بندي شده باعث تغيير ساختار ذهني فرد مي‌شود به نحوي كه فعاليت ذهني اين افراد نسبت به زماني كه 7 سال جوان‌تر بوده‌اند بيشتر است. فرد مسني كه خوب تمرين مي‌كند سريع‌تر از جواني است كه اصلا تمرين نمي‌كند.

-5-به ايده‌هاي خود شانس شكوفا شدن بدهيد. بسياري از ما با توجه به توانائي‌ها يمان امكان ارزيابي حقايق وتصميم‌گيري سريع داريم.  خلاقيت نياز به آرامش و سكون داردو اين كه به ايده‌هاي به ظاهر نا معقول و بي‌معني خود فرصت دهيم.     

6-شغلي كه باعث رشد شود و همراهي كه باهوش باشد.  مطالعات انجام شده درلهستان نشان مي‌دهد صاحبان مشاغلي كه نياز به كارگيري ذهن دارد نسبت به ساير افراد از قدرت تفكر بيشتري برخوردارند. همچنين ازدواج با فردي با هوش ممكن است در شما انگيزه ايجاد كند و باعث رشد و بالندگي شما شود.

7--تجربه كنيد. خلاقيت اغلب به توانائي تعديل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگي خلاصه مي‌شود. براي مثال نوار چسب خياطي با الهام گرفتن از خار و خسي كه به لباس مي‌چسبد ساخته شده است و يا شيوه پوست كندن موز ايده‌اي براي تهيه قوطي‌هاي كنسروي است كه با حلقه‌اي كه روي آن تعبيه شده باز مي‌شود.

8-توجه كنيد.آيا تا به حال براي شما پيش آمده كه نام كسي را تا مدتي پس از آن كه او را ملاقات كرديد به خاطر نياوريد؟علت اين امر ضعف حافظه نيست بلكه نداشتن تمركز است. با بالا رفتن سن بايد اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاريم و حفظ كنيم.  

-9-ورزش با عث تقويت قواي فكري مي‌شود. تحقيقات گوناگون اكنون از اين فرضيه كه ورزش و تمرينات بدني اثرات سود‌مندي روي عملكرد تحصيلي دارد حمايت مي‌كند.تصور مي‌شود كه در هنگام ورزش اكسيژن و مواد غذايي بيشتري در دسترس سلول‌هاي مغز قرار مي‌گيرد؛ به علاوه با عث افزايش فاكتور‌هائي مي‌شود كه عامل رشد سلول‌هاي مغزي‌اند. ورزش فوايد گوناگوني دارد و انجام آن به‌صورت مرتب و روزانه توصيه مي‌شود.

10- تازه جوئي رمز موفقيت. نقاش امپرسيونيست هنري ماتيس در سال‌هاي پاياني عمر خود از قيچي به جاي قلم مو براي خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحي تازه بخشيد. مقايسه افراد خلاقي كه متوقف مي‌شوند با آنهايي كه به خلاقيت ادامه مي‌دهند نشان مي‌دهد كه افراد دسته دوم پيوسته به دنبال دانشي جديد هستند.

-11-شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفي قرار گيريم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاري نياز به دقت و تمركز زياد دارد مثلا تهيه يك گزارش بايد دو شاخه سيم تلفن را از پريز كشيد و يا نوشته‌اي روي در قرار داد تا كسي در آن هنگام وارد اطاق نشود.

12-فراموش نكنيد كه هميشه به دنبال كارهاي مورد علاقه‌تان باشيد. اخيرا روان‌شناسي هلندي مطالعاتي روي تفاوت‌هاي بين قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادي از

 

هر دسته را تحت آزمايشاتي چون تست هوش، حافظه وتعيين ميزان قوه استدلال براي حركت مهره‌ها قرار داد و هيچ تفاوتي بين افراد دو گروه پيدا نكرد.تنها تفاوت اين بود كه قهرمان شطرنج علاقه بيشتري به بازي شطرنج داشت. آنها اشتيا ق و تعهد بيشتري نشان مي‌دهند و كليد خلاقيت آنها هم همين است.

13- ايده‌هاي جديد رابا يكديگر تلفيق كنيد. با هيچ مطلبي سرسري بر خورد نكرده وآن را با بي‌تفاوتي نخوانيد. حاشيه نويسي،  فكر كردن، شكل دادن وتلفيق مطالب با يكد يگر حتي اگر مطلبي كه مي‌خوانيد به‌نظرتان به درد نخور و بي‌فايده باشد به شما كمك مي‌كند تا آن را به نحوي بفهميد كه  در نهايت بتوانيد خلاقا نه عمل كنيد.

14- روش‌هاي سريع يا د گرفتن را بيا موزيد.  يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي قرن بيست و يكم توا نا ئي يا د گيري سريع است؛  پس آ ن را پرورش دهيد. يا د بگيريد كه به سرعت به ايده‌هاي خود شكل دهيد. شيوه عملكرد مغز خود را پيدا كنيد تا بتوانيد آن را بهتر به كا ر گيريد. بعضي اشخاص پس از مدتي كار فكري نيا ز به استراحتي كوتا ه‌مدت  و نو شيدن چاي يا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به كار ادامه دهند.   

15- هميشه برنامه‌هاي بلند مدت  داشته باشيد حتي اگر آن را هر روز تغيير دهيد. نفس برنا مه‌ريزي براي زندگي خود به تنهايي با ارزش است و تغيير دادن آن به ما كمك مي‌كند كه چيز‌هاي جديدي ياد بگيريم.  

16- اشتباه كنيد.  ممكن است در اولين تلاش خود مرتكب اشتباهات زيادي شويد اما كارتان را پيش برده و تمام كنيد.اشتباهات خود را يادداشت كرده وسپس دوباره به كار بپردازيد و اين بار از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيد. به گفته شكسپير ترديدهاي ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقيت دور مي‌كنند.

17- عواملي كه در ضمن كار باعث افزايش مهارت‌هايتان شده‌اند را يادداشت كرده و گاهي به آنها مراجعه كنيد تا برايتان به عادت تبديل شوند.

18- به مسائل از زواياي مختلف نگاه كنيد. چنانچه مي‌خواهيد مسئله‌اي را حل كنيد راه‌هاي مختلفي را امتحان كنيد و اگر راه اول را به هر دليلي مناسب تشخيص نداده‌ايد، راه دوم را امتحان كنيد. ايده‌ها و تصورات را از ديدگاه‌هاي مختلف بررسي كنيد. براي مثال آيا كسي كه در چين رشد كرده و بزرگ شده در مورد يك موضوع خاص به همان شكلي فكر مي‌كند كه يك نفر در ايرلند؟  

19- آرامش خود را حفظ كنيد. خويشتنداري به شما كمك مي‌كند تا منصف و بي‌طرف باقي بمانيد و بهتر فكر كنيد.چنانچه به بحث و مجادله بپردازيد و خونسردي خود را از دست دهيد توانائي خودرا براي منطقي و عاقلانه فكر كردن از دست خواهيد داد.

20- در جست‌وجوي حقيقت باشيد. هر كسي كه خوب فكر كند قبل از هرقضاوتي در جست‌وجوي حقيقت است.از خود سؤال كنيد كه آيا تمام حقايق را به‌طور كامل در دسترس داريد؟ آيا كمبودي در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقيقت و يا راه حل مسئله دور كند؟ 

21- چنانچه در موردي شك داريد حتما سؤال كنيد. هرگز از سؤال كردن نهراسيد.  

22- مردم را درك كنيم. آيا كساني كه با شما صحبت مي‌كنند هميشه اين تصور رادارند كه بايد حرفشان را به طريقي به شما ثابت كنند؟ به راستي علت اين تصور آنها چيست؟

23- تجربه مهم‌ترين مرجع ماست. چنانچه مطلبي را مي‌شنويم بايد ببينيم آيا واقعا در زندگي ما اتفاق افتاده است يا نه. 

24- هميشه به خاطر بسپاريد كه بيشتر حقايق نسبي‌اند و بين حقيقت و عقيده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتياط و دقت به كار بريد و هيچ‌گاه خود را گول نزنيد. فكر نكنيد كه بايد پيوسته دنباله رو مردم باشيد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:53  توسط صالح  | 

بعضي از نشانه بیت يا خانه مسلمان

بعضي از نشانه  بیت يا خانه مسلمان:

1- جا يگاه تقويت ايمان:

که با تفکر وتدبربه عظمت ذات  الله جل جلاله ومطالعه کتب اسلامی والتزام به دساتیر شرعی وبيم داشتن ا زگناه ومعصیت ومحاسبه نفس  واز دواج بر اساس قوانین دین مبین اسلام  وتربیت اولاد مؤمن وتقدیم جامعه اسلامی به دست می توان آورد. ونهال ايمان را بار ور تر ساخت . زيرا ر سول معظم اسلام صلي الله عليه وسلم مي فرمايند : ((ما من مولود إلا يولد على الفطرة، فأبواه يهودانه أو ينصِّرانه أو يمجِّسانه)) أخرجه البخاري هر مولودی با ایمان فطری متولد می شود ام پدر ومادر او را یهودی یا نصری یا آتش پرست تربیت می نمایند.

 

2- راضی به حکم خدا:

یکی دیگر از نشانه خانه مسلمان  در همه ناملیمات زندگی راضی بودن به حکم خدا است زیرا الله تبارک  وتعالی می فرماید: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَـٰلاً مُّبِيناً [الأحزاب:36]. و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است ( احزاب36)

3- محل ذکر خدا:

در حدیثی که امام مسلم روايت مي نمايد رسول معظم اسلام مي فرمايند: ((مثل البيت الذي يُذكر الله فيه والذي لا يذكر الله فيه مثلُ الحي والميت)) أخرجه المسلم،(مثلی خانه كه دران ذکر ویاد خدا وخانه که دران ذكرویاد خدانیست همچو مرده وزنده است) لذا خانه بی روح خانه ایستکه در ان زن وشوهر بر یکدیگر توصیه دینی ویاد خدا رانمی نمایند.

 وقال صلي الله عليه وسلم: ((اجعلوا من صلاتكم في بيوتكم ولا تتخذوها قبوراً)) خان هاي خودر ابه مانندقبى ستان قرا ندهید بعضی از نماز خد را به خانه بخوانید. وقال صلي الله عليه وسلم: ((لا تجعلوا بيوتكم مقابر، إن الشيطان ينفر من البيت الذي تقرأ فيه سورة البقرة)) ، خانه های خودر امقبره نسازید در خانه که سوره بقره تلاوت  شود شیطان فرا ر می نماید.

4- تعاون بر عبادت:

رسول معظم اسلام می فرمایند: ((رحم الله رجلاً قام من الليل فصلى، وأيقظ امرأتَه فصلت، فإن أبت نضح في وجهها الماء، ورحم الله امرأةً قامت من الليل فصلت، وأيقظت زوجها فصلى، فإن أبى نضحت في وجهه الماء))

  رحم می نما ید خدا بر مردی که بر می خیزد برنماز وهمسر خودرابیدار می نماید اگر ابا ورزیدبر بالایش آب پاش می دهد ، رحم می نماید خدابرزنی که برای نماز برمی خیزد وهمسرش را صدا می زند واگر بر نخواست بالایش آب می پاشاند. 

5- محل علم آموزی وعمل :

 مَنْ عَمِلَ صَـٰلِحاً مّن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوٰةً طَيّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ [النحل:97]. هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد.هر آنچه شوهر از مسایل دینی می داند به همسر وخود وهر آنچه زن می داند به شوهر خود وهردو به فرزندان خود تعلیم وهمه بدان عمل می نمایند.

6- محل  حیا و امانت:

بسا مسایلی را زن شوهر در میان یگدیکر رد وبدل می نمایند که به عنوان امانت است که هیچ کدامشان حق اظهار آنرا ندارند. چنانچه رسول خداصلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((إن من شر الناس عند الله منزلة يوم القيامة الرجل يفضي إلى امرأته وتفضي إليه، ثم ينشر سرّها)). حقیقتا بد ترین اشخاص در روز قیامت کسانی اند که اسرار زن وشوهرداری خود را افشا می نماند.

7- پایگاه انتشار دعوت اسلامی :

خانه مسلمان باید محل انتشار دعوت الی الله بوده هر آنکس که د ران وارد می شود باید چیزی رابیاموزد .حضرت نوح در حق كساني كه به خانه اش مي آیند دعا می نماید: رَّبّ ٱغْفِرْ لِى وَلِوٰلِدَىَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ وَلاَ تَزِدِ ٱلظَّـٰلِمِينَ إِلاَّ تَبَاراً [نوح:28]. پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى و جز بر هلاكت‏ستمگران ميفزاى

8- محل همکاری بایکدیگر:

زیرا برای مارسول معظم اسلام اسوه والگوی حسنه اند وقتی از حضرت ام المؤمنین عایشه  صدیقه رضی الله عنها پرسیده شدکه رسول خدا در خانه چه کارمی کند؟ جوابت داد: كان بشراً من البشر؛ يفلي ثوبَه، ويحلب شاتَه، ويخدم نفسَه. أخرجه أحمد. که ایشان هم بشری مثل دیگر بشر اند  لباس خود رامی دوزندوگوسفند خود رامی دوشندوبرای خود خدمتمی کنند. پس هر مسلمان  باید در خانه خود مانند رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد.

ودر احادیثی که در اول صحبت مطرح شد رسول گرامی اسلام بهتوصیه د راسان گیری در از دواج دارند ونکاحی را با برکتر می شمارند که مصارف ان کمترباشد لذا وظیفه داریم ک مصارف بیجا وکر شکن امروز که سدی برای   ازدواج جوانان شده است  جلوگیری نموده تامحبت بیشتری را در میان خانواده به وجود بیاوریم .

 منبع:
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:44  توسط صالح  | 

آداب حفظ قرآن

اب حفظ قرآن

1ـ حفظ قرآن را از كودكى به فرزندانمان بياموزيم;

2ـ هنگام حفظ, روخوانى قرآن را بدرستى آشنا باشيم;

3ـ آيات را بالحن و لهجه عربى همراه با تإمل و دقت حفظ كنيم;

4ـ روش ترتيل را بياموزيم و با همين روش آيات را فراگيريم;

5ـ از يك جلد قرآن خوش خط و معين استفاده كنيم;

6ـ روزى نيم ساعت تمرين داشته باشيم و كم كم مدت آنرا زياد كنيم;

7ـ در اوقات منظم مثلا هر روز ساعت 7 صبح به حفظ بپردازيم;

8ـ حفظ را با سوره هاى كوچك آغاز كنيم;

9ـ يك بار به صورت كند, يك بار به صورت متوسط و بار ديگر به صورت تند تمرين كنيم;

10ـ هنگام عصبانيت, گرسنگى, تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنيم;

11ـ شماره آيات و صفحه قرآن را بخاطر داشته باشيم;

12ـ حفظ قرآن نياز به تكرار مداوم دارد.;

13ـ در مسافرت ها مى توانيم بيشتر به تكرار بپردازيم;

14ـ براى حفظ, از قرآن هاى ترجمه شده استفاده نكنيم;

15ـ آيه هاى طولانى و سور طولانى را مى توانيم بخش بخش كنيم;

16ـ در حفظ آيات شبيه به هم حفظ شماره آيات و دقت بيشتر لازم است;

17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه دونفرى آسان تر و مفيدتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:40  توسط صالح  | 

برنامه غذایی ماه مبارک رمضان

برنامه غذایی ماه مبارک رمضان  (براساس نظرات کارشناسان و متخصصان تغذیه)

تهیه وتنظیم : حیدر رحمانپور

1 - افطار

  رطب یا خرما + آب :

  افطار کردن با خرما سنت است و بهتر است تا شام چیز دیگری میل نشود. اما اگر خواستید چیز دیگری مصرف کنید بهتر است از شیرینی جات طبیعی مصرف نمایید :مثل عسل به صورت شربت یا انگور و کشمش یا میوه های شیرین دیگر.

1-      آبی که هنگام افطار می نوشید بهتر است نه زیاد گرم باشد و نه زیاد سرد باشد (معتدل) .

2-      سعی شود افطار و شام با هم مصرف نشود حداقل نیم ساعت بعد از افطار شام مصرف شود.

3-      کسانیکه به سبب دیابت (مرض قند ) نمی توانند خرما مصرف کنند به جای آن شربت عسل + لیموترش تازه میل نمایند زیرا برای جذب قند عسل بدن نیاز به انسولین ندارد.

4-      در افطار لبنیات مثل (دوغ و ماست ) مصرف نشود زیرا بسیا ر سرد میباشد و برای مغز مضر می باشد و چه بسا احساس کسالت به انسان دست دهد.

2- شام :

1-      حریره بادام با آرد برنج قهوه ای ، که با عسل یا شیره ی انگور یا شیره ی خرما شیرین شده باشد.

2-       نان + پنیر گوسفند (لیقوان ) +سبزی + مغز گردو + چند عدد خرما یا مقداری انگور رسیده .

3-       اکتفا به یک نوع غذای ساده که بخار پز یا آب پز  شده باشد مانند : انواع پلوها و خورشها.

4-       می توان از غذاهای گوشتی یا غذاهای دریایی نیز در وعده شام استفاده نمود اما به مقدار کم (حداکثر 2بار در هفته ).

5-      می توان از آش جو با کشک مرغوب استفاده نمود (جهت تهیه آش جو به کتاب ارمغان تندرستی استاد خدادادی مراجعه شود )  (مقالات استاد خدادادی ) می توان از انواع سوپها نیز استفاده نمود ، برنج به مقدار کم – خوراک عدسی – گوشت و سبزی.

3- سحر

1-       بهتر است در سحری از غذاهای گیاهی پخته یا خام استفاده نمود مثلا: سالاد فصل + 2قاشق غذا خوری جوانه گندم + لیمو ترش تازه و روغن زیتون و آن را خوب بجوید . سپس می توان مقدار کمی از غذاهای پخته گیاهی مانند پلو  و خورشت گیاهی استفاده نمود . به جای گوشت درسحری می توان از قارچ استفاده نمود .

2-       مقداری میوه و مغز بادام خام یا مغز گردو و پسته و فندق و تعدادی انجیر خشک خوب جویده شود (بعد) 2 لیوان آب خنک نیز میل شود .می توان در سحری چند دانه خرما یا انجیر یا میوه های دیگر نیز تناول نمود.

3-      غذاهای حبوبات – خرما – پنیر- نان گندم سبوسدار مصرف شود .شیر ، ماست محلی – میوه و سبزیجات .

(توصیه های کلی در مورد شام وسحری )

1-      در هنگام شام و سحری فقط از یک نوع غذا استفاده شود و در مصرف چند نوع غذا باهم خودداری شود.

2-      سعی شود حتما سحری میل شود ، زیرا به فرموده پیامبر (ص) درآن برکت است و نیاز تغذیه ای بدن را در طول روز تآمین می کند و از کاهش قند خون و از بی حوصلگی و خستگی و کاهش یادگیری جلوگیری می کند .

3-      در سحری غذاهای کم حجم مصرف شود ،سعی شود غذاهای فیبردارمصرف شود.

4-      مصرف سبزیجات و میوه جات هنگام سحری و افطاری بسیار مناسب است و کمک به دفع سموم می کند.

5-      در شام و سحر سعی شود از آرد سبوسدار استفاده شود.(نانی که با ارد سبوسدار پخت شده باشد)

6-      در سحری از مصرف غذاهایی مثل : کوکو سبزی ،کوکو سیب زمینی ، کتلت ، گوشت سرخ کرده ، جوجه کباب ، ماهی کباب ، همچنین غذاهایی که ادویه زیاد دارند خودداری شود ، زیرا این غذاها موجب تشنگی می شوند .

7-      از مصرف غذاهای شیرین و چرب مثل زولبیا و بامیه در هنگام افطاری خودداری شود .

8-      مصرف غذاهای ساندویچی و سس مایونز نیز ضرر دارد و مناسب نیست .

9-      جهت احساس تشنگی کمتر می توان در پایان سحری لیموترش استفاده نمود.

10-   در شام و سحری از مصرف غذاهای سنگین و سرخ کرده پرهیز شود.

* بعد از مصرف سحری بلا فاصله نخوابید.

* در هنگام سحری از نوشیدن چای خودداری شود زیرا مضر بوده و دفع آب بدن را زیاد می کند و موجب تشنگی می شود.

توصیه مهم

درهنگام شام و سحری از پرخوری و اسراف بشدت پرهیز شود ، چون علاوه بر اینکه مضرات زیادی درپی دارد از برکت و فواید روزه کاسته می شود.

منابع

1-         مقالات استاد خدادادی

2-         شگفتیهای خداوند دربدن انسان تألیف : محمد راشب نابلسی

3-         تغذیه درمانی  تألیف : دکتر محمد دریایی متخصص تغذیه و علوم زیستی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 9:36  توسط صالح  | 

رمضان ایستگاه تقویت ایمان و تقوا

رمضان ایستگاه تقویت ایمان و تقوا

والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...

ترجمه:((کسانی که در راه ما (الله جل جلاله) تلاش و مجاهده کنند قطعا راههای هدایت را به آنها نشان خواهیم داد.))

یکی از مهمترین اسباب هدایت انسان و به تبع آن کامیابی دو جهان ،مجاهده و تلاشی است که شخص مسلمان در مسیر بندگی الله از خود نشان می دهد.مهمترین فلسفه روزه که در قران ذکر شده،رسیدن به تقوا می باشد و ساده ترین مفهوم تقوا ،اجرای اوامر الهی و اجتناب از نواهی بدون چون و چراست . که نتیجه ی تقوا در؛ الله را شاهد و ناظر خود دانستن در تمام لحظه ها و بوجود آمدن حالت خوف و رجا در انسان نسبت به خالق لایزال ، تجلی پیدا می کند.

رمضان ایستگاه تقویت ایمان و تقوا و هدایت معرفی شده ،چراکه انسان عملا این مجاهده و تلاش را به مدت یک ماه در یک مدرسه 30 روزه آغاز می کند.جهادی خستگی ناپذیر با نفس سرکشی که انسان را به تنبلی و تن پروری و لهو و لعب و پرداختن به امور پوچ دعوت می کند.این رابطه،رابطه ای است مستقیم،یعنی به نسبتی که جهد و تلاش و محنت در راه الله بیشتر باشد به همان نسبت هدایت و تقوای بیشتری نصیب می شود.و به همان نسبت که اوقات انسان صرف خوشگذرانی و پرداختن به امور بی معنی و غفلت از یاد الله شود بهره ایمانی نیز ضعیف می گردد.

متاسفانه این اصل بدیهی و قرانی امروز کمتر در زندگی عملی وارد شده و رقابت در امور مادی و دنیاپرستی و راحت طلبی هم و غم بسیاری از مردم شده است.انسان مومن باید با جان ،مال ،وقت و فکر خود در خدمت دین الله باشد.قلب انسان مومن باید محل محبت الله ،رسول الله و جهاد و تلاش در راه الله باشد.انسان متقی باید محبت سه مورد فوق الذکر را از محبت پدر،فرزند،برادر،همسر،اقوام،مال و دارایی،تجارت و خانه ،بیشتر در قلب خود جای دهد تا به درجات بالای ایمانی برسد.بحث را با ذکر 2 آیه در تایید مطلب فوق خلاصه می کنم.

یا ایهالذین امنوا مالکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فی الاخره الا قلیل          توبه  38

ترجمه:((ای کسانی که ایمان آورده اید چه شده است شما را هنگامی که به شما گفته می شود برای جهاد در راه الله خارج شوید حرکت نمی کنید و مثل اینکه سنگین شده اید و به زمین چسبیده اید(دل به دنیا داده اید)،آیا به زندگی فانی دنیا در مقابل آخرت ابدی دل خوش کرده اید در حالی که زندگی دنیا در مقایسه با آخرت بسیار ناچیز است.))

زین للناس حب الشهوات من النساء والبنین والقناطیرالمقنطره من الذهب والفضه والخیل المسومه والانعام والحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا والله عنده حسن الماب*قل أونبئکم بخیر من ذلکم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتهاالانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله والله بصیر بالعباد       آل عمران15-14

ترجمه:((برای انسان محبت شهوات (و دل بستگی به امور مادی) جلوه داده شده است از قبیل عشق به زنان،فرزندان،ثروت هنگفت از طلا و نقره،اسبهای نشاندار (و مرکبهای ممتاز ) چهارپایان و کشت و زرع.اینها همه کالای دنیای پست فعلی است و سرانجام نیک (تلاشگران در راه حق) در پیش خداست.بگو آیا شما را از چیزی باخبر سازم که از اینها بهتر است؟برای کسانی که تقوا و خداترسی پیشه کنند در نزد پروردگارشان باغهایی است که نهرها از پای آنها می گذرد،آنان در آنجا جاودانه خواهند بود و ایشان را همسران پاکیزه و خوشنودی الله است و خداوند رفتار و کردار بندگان را می بیند(و نیت درونی ایشان را می داند.)

شاید مهمترین وظیفه مسلمانان و گروههای فکری و تبلیغی امروزه این باشد که هر کس در حد توان و اندازه و از طرق مختلفِ تاثیرگذار بکوشد باری از این مسئولیت خطیر را بر دوش بکشد و همدیگر را متوجه این مطلب کنیم که :

چو می بینی که نابیناه و چاه است           اگر خاموش بنشینی گناه است

و از فرصت ماه رمضان استفاده کنیم برای تمرین مجاهدت و تلاش در مسیر دعوت الی الله و خود را تزکیه کنیم و به فکر اصلاح دیگران هم باشیم.بی تفاوت نباشیم چراکه بی تفاوتی با توجه به نص صریح آیات و احادیث رسول الله(ص) در شان مسلمان نیست.انسان بی تفاوت مانند آب راکدی است که در نهایت بدبو و متعفن می شود.بیایید آب جاری و روانی باشیم که همیشه زلال است و برای خود مفید و به همه نیز نفع می رساند.

آری،آری زندگی زیباست،زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست،گربیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست،ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 18:38  توسط صالح  | 

گفتار پنجم

گفتار پنجم

 

" إن الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون1 "

 

اگر مي خواهي بداني كه اقامه نماز و ترك گناهان كبيره وظيفه حقيقي شايسته انسان و عمل فطري مناسب با خلقت اوست بر اين حكايت تمثيلي كوتاه تامل كن و آن را بشنو:

در ميدان جنگ و در يكي از پادگانها دو سرباز بود: يكي با تجربه و وظيفه شناس و ديگري بي پروا و نفس پرور. سرباز وظيفه شناس به آموزش و تمرين و مسايل جهاد بسيار اهميت ميداد و هرگز به لوازم خورد و نوشش نمي انديشيد, زيرا ميدانست كه از خوراك و پوشاك گرفته تا مراقبت پزشكي و حتي گذاشتن لقمه در دهانش در وقت بيماري وظيفه دولت است و وظيفه اصلي او فقط آموزش و جنگ است, ميدانست كه وظيفه شناسي اش مانع انجام اموري از قبيل پخت و پز و شستشوي ظروف نمي شود, حتي اگر در اين اثنا از او سوال شود: چه كار ميكني؟ خواهد گفت: به دولت خدمت مي كنم. نمي گويد كه بخاطر مخارج زندگي ام سعي و تلاش مي كنم.

اما آن سرباز شكم پرور ديگر, نه به آموزش و تمرينات نظامي اعتنايي داشت و نه توجهي به جنگ، مي گفت: اين كارها مربوط به دولت است، به من چه؟ سرش در لاك خودش بود تمام توانش را به بهبود وضعش متمركز نموده بود حتي پادگان را ترك مي گفت تا در بازار خريد و فروش كند.

روزي دوست زحمتكشش به او گفت:

برادرم! وظيفة اصلي تو آموزش و آماده گي براي جنگ است و به اين منظور اينجا آورده شده اي, پس بر پادشاه اعتماد كن و از بابت غذا به او اطمينان داشته باش, هرگز ترا گرسنه نخواهد ماند, سير كردنت مسؤليت و وظيفه اوست. از سوي ديگر تو عاجز و فقير هستي هرگز نمي تواني امور معيشتت را خودت اداره كني, ديگر اينكه فعلاً در وقت جهاد و در ميدان جنگ بزرگي قرار داريم مي ترسم آنها ترا نافرمان دانسته عذاب سختي بر سرت بياورند. بله، دو مسؤليت بچشم ما مي خورد:

يكي مسؤليت پادشاه است، او مواد غذائي براي ما تهيه مي كند, ما احياناً در انجام اين وظيفه استخدام ميشويم و ديگري كار و وظيفه ماست. ما بايد آموزش ببينيم و جنگ كنيم، و براي اين كار تسهيلات لازم را پادشاه براي ما فراهم مي سازد.

ببين برادرم!

اگر اين سرباز بي اعتنا, به سخن آن مجاهد با تجربه گوش نكند چه خسارة بزرگي كرده و در معرض چه خطرها و و فلاكت ها قرار خواهد گرفت؟

اي نفس تنبلم!

آن ميدان گرما گرم نبرد، زندگي پر آشوب دنياست و آن لشكر تقسيم شده به دسته هاي مختلف, جمعيت بشر است. خود آن دسته جامعه كنوني مسلمانان است و از آن دو سرباز يكي، مؤمن و مسلماني است كه با آگاهي از فرايض ديني خود بر آن عمل كرده و بخاطر ترك گناهان كبيره با نفس و شيطان مجاهده مي كند و اما سرباز ديگر، فاسق خسيسي است كه در پي زندگـي سرگـردان است انگار پروردگـار روزي رسـان را به ناتواني متهـم مي سازد و در پي رسيدن به لقمه ناني فوت شدن فرايض و ارتكاب معاصي برايش بي اهميت است.

و آن آموزش و تعليم، عبادت و پيش از همه نماز است.

و آن جنگ، عبارت است از مجاهده با نفس و خواهشات و شياطين جن و انس، و با اجتناب از گناهان و اخلاق رذيله قلب و روح را از هلاكت ابدي نجات دادن.

و اما آن دو و ظيفه، يكي اعطاي زندگي و مراقبت از آن است و ديگري عبادت و كرنش و خواستن و توكل و اعتماد بر ذاتي كه زندگي مي دهد و از آن مراقبت مي كند.

بله، زندگي معجزه تابنده صنعت پروردگار بي نياز و اثر خارق العادة حكمت اوست و فقط او مي تواند با دادن انواع رزق و روزي مراقب آن باشد و تداوم بخشد.

آيا خواستار دليل هستي؟!

بر ضعيفترين و كودنترين حيوان بهترين و بيشترين رزق داده مي شود (مانند ماهي ها و كرم هاي ميوه) و عاجزترين و نازكترين مخلوق بهترين و پاكترين رزق را مي خورند (همچون اطفال و حيوانات نوزاد). و براي اينكه بفهمي وسيله كسب رزق حلال اقتدار و اختيار نبوده, بلكه عجز و ضعف است, كافي است بين ماهيها و روباه ها و بين حيوانات نوزاد و درندگان و بين درختان و حيوانات مقايسه كني.

كسيكه در پي غم و اندوه زندگي نمازش را ترك مي كند به سربازي شباهت دارد كه آموزش و سنگرش را ترك كرده حيران و سرگردان در بازارها دست گدائي دراز مي كند. اما كسيكه پس از اداي نمازش در سالن غذا خوري رحمت رزاق كريم، شخصاً به جستجوي روزي مي پردازد, تا باري بر دوش ديگران نباشد, كارش زيباست مردانگي است, اين نيز نوعي عبادت محسوب مي شود.

از سوي ديگر فطرت و ابزار معنوي انسان نشان مي دهد كه او براي عبادت آفريده شده است, زيرا از نظر سعي و تلاش و توانمندي و اقتداري كه بر حيات مادي او لازم است به كوچكترين گنجشك نمي رسد كه نسبت به او زندگي خوبتري دارد, اما از جنبه خدا شناسي، نيايش و عبادت و از لحاظ حيات معنوي و اخرويش برترين و برگزيده ترين مخلوق به شمار مي آيد.

پس اي نفسم!

اگر زندگي دنيا را هدف نهايي قرار داده و تمام توانت را به راه دنيا گماشتي، آنگاه در حكم كوچكترين گنجشك خواهي بود.

اما اگر حيات اخروي را مقصد و مرام اصلي قرار داده و دنيا را وسيله و مزرعة آن ساخته, همان اندازه بر آن اهميت دادي، آنوقت در حكم برترين مخلوقات و در اين دنيا عزيز ترين بنده و مهمان ارجمند و بزرگوار پروردگار سبحان خواهي شد.

پس دو راه در پيشت قرار دارد, هركدام را خواسته باشي برگزين و از پروردگار رحيم هدايت و توفيق مسألت نما.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:54  توسط صالح  | 

گفتار چهارم

گفتار چهارم

 

" الصلاة عماد الدين "

 

براي پي بردن بر ارزش و اهميت نماز و ارزان بودن و آسان بدست آوردن آن و جهت آگاهي از ديوانه و زيانكار بودن تارك نماز و پايمال كنندة حق آن به اين حكايت تمثيلي كوتاه تأمل كن:

روزي حاكم بزرگي دو نفر از مستخدمين خود را به مزرعة زيبايي ميفرستد, و به هر كدام آنها مبلغ بيست و چهار سكة طلايي مي دهد, تا بتوانند به مزرعه خود را برسانند كه در فاصله دو ماهه قرار دارد و دستور مي دهد كه اين مبلغ را براي خريدن بليط و نياز هاي راه و محل اقامت صرف كنند، رسيدن به ايستگاه يك روز را در بر مي گيرد، در آنجا تمام انواع وسايط نقليه از قبيل اتومبيل، هواپيما، كشتي و ترن يافت مي شود.

دو مستخدم بعد از شنيدن توصيه ها خارج مي شود يكي از آن دو آدم نيكبخت و خوش شانس بود, زيرا مقدار اندكي از سرمايه اش را تا رسيدن به ايستگاه مصرف كرد, با اين مصرف خود چنان تجارتي سودمند بدست آورد كه اربابش از او ابراز رضايت نمود، در نتيجه سرمايه اش از يك به هزار افزايش يافت.

اما خادم بدبخت و بد شانس تا رسيدن به ايستگاه بيست و سه سكة طلائيش را در لهو و قمار مصرف كرد, وقتي به ايستگاه رسيد فقط يك سكة طلائيش باقي مانده بود.

دوستش به او گفت:

" اي مرد! با اين يك سكة باقي مانده بليط سفر را خريداري كن و بي خود از دست مده، ارباب ما كريم و رحيم است, شايد ترا شامل رحمتش بگرداند و از لغزشي كه از تو سر زده است ترا مورد عفو قرار دهد. اجازه خواهد داد تا روزي سوار بر هواپيما هردو باهم به محل اقامت خود برويم. اگر به گفته هايم عمل نكردي مجبور خواهي شد دو ماه كامل در اين بيابان بدون وقفه پياده راه پيمايي كني، گرسنگي ترا خواهد كشت و در اين دشت تنها خواهي ماند. "

ببين اگر اين شخص عناد كند و به جاي تهيه بليط سفر كه به منزلة كليد گنجي براي اوست , سكة باقي مانده را در راه شهوت زود گذر و لذت مؤقت مصرف كند آيا اين عمل بدين معني نيست كه او يك بدبخت زيانكار و يك ابله نادان حقيقي است, مگر اين را كودن ترين انسان درك نمي كند؟

پس اي تارك نماز!

آن حاكم, پروردگار و آفريدگار ما است.

اما آن دو مستخدم مسافر، يكي انسان متدين است كه نماز را با شوق بر پا داشته و كما حقه اداء مي كند و ديگري شخص غافل تارك نماز است.

و اما آن بيست وچهار سكة طلايي, بيست و چهار ساعت هر روزي از روز هاي عمر مي باشد.

و اما آن مزرعة مخصوص, جنت است.

و اما آن ايستگاه, قبر است.

و اما آن سفر, سفري است كه بسوي قبر ميرود و از حشر ميگذرد و به دارالخلود منتهي مي شود و ره روان اين راه دراز با درجات متفاوتي آن را طي مي كنند, هر شخص مطابق عمل و ميزان تقوايش, جمعي از پرهيزگاران مسافت هزار ساله را همچون برق در يك روز مي پيمايند, و عده يي از آنان در يك روز مسافت پنجاه هزار ساله را همچون اسب منزل مي كنند.  قرآن كريم در دو آيت مباركه به اين حقيقت اشاره كرده است.

اما آن بليط, نمازهايي است كه پنج وقت آن نماز ها همراه با وضوي شان زيادتر از يك ساعت را در بر نمي گيرد!

چه خسارت بزرگي كرده است كسيكه بيست و سه ساعتش را به زندگي دنياي كوتاه صرف مي كند و فقط يك ساعت را در راه آن حيات ابدي دراز مصرف نمي كند!

اين چه ظالمي است كه بر خود ظلم مي كند!

اين چه احمق نادان است!

اگر دادن نصف مال به قمار لاتري كه هزار نفر در آن اشتراك دارد و احتمال برد يك در هزار است كار معقولي محسوب مي شود, پس شخصي در راه بدست آوردن فايدة بزرگ و رسيدن بـر خزانه ابدي كـه به احتمال نود و نه در صد تضمين شده است, از دادن يك سهم از بيست و چهار سهم دريغ ميورزد، واقعاً دور از عقل و منطق بودن چنين عملي بر كس پوشيده نيست.

نماز نه تنها يك عمل خسته كننده نيست، بلكه بزرگترين آرامش روح و قلب و عقل در نماز است و علاوه بر آن ديگر اعمال دنيوي مباح نماز گذار, با نيت خوبي اگر باشد, برايش عبادت محسوب مي شود, پس نماز گذار ميتواند تمام سرمايه عمرش را به آخرت محول كند و در بدل عمر فانيش, عمري جاويدان بدست آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:52  توسط صالح  | 

گفتار سوم

گفتار سوم

 

"  يا ايها الناس اعبدوا . . . "

 

اگر خواسته باشي بداني كه عبادت چه يك تجارتي سودمند و سعادتي بزرگ است و فسق و ناداني خسارة جبران ناپذير و هلاكت حقيقي است, اين حكايت تمثيلي را با دل و جان بشنو:

روزي دو سرباز دستور رفتن به شهري دور افتاده را دريافت نمودند,  هردو باهم به راه افتادند وقتي به دو راهي رسيدند, در آنجا با مردي برخوردند كه برايشان گفت:

راهي كه در سمت راست واقع است كاملاً امن است و نه تنها خطري در آن وجود ندارد، حتي به احتمال بسيار قوي رفاه و آرامش مسافرين اين راه تضمين شده است. اما راه چپ, ضمن بي فايده بودنش به احتمال زياد عابرين آن متضرر مي شوند. با آگاهي به اينكه هردو راه از نظر مسافت يكسان است، اما تفاوتي دارد كه بدين قرار است: مسافري كه از راه چپ ميرود -  راه فاقد نظم و قانون -  چون دست خالي است و بار و سلاحي ندارد، نوعي سبكي ظاهري و آرامش موهوم حس مي كند، اما رهگذر راه راست داراي نظم و تحت مراقبت بايد چند كيلوگرام محمولة مواد غذائي و اسلحة دولتي به همراه داشته باشد تا دشمن را شكست دهد. 

پس از شنيدن سخنان مرد رهنما، سرباز خوش شانس و نيكبخت راه راست را برگزيد و با آنكه مجبور بود چند كيلوگرام بار را حمل كرده به راهش ادامه دهد اما قلب و روحش از سنگيني هزاران كيلوگرام بار منت و دلهره آزاد گرديد.

اما سرباز بدشانس و بدبختي كه ترجيح داد سربازي نكند و نظم و قانون را نپذيرفت به راه سمت چپ رفت.

گرچه جسمش از سنگيني بار كمي آزاد شد, اما قلبش تحت فشار هزاران كيلو گرام بار منت و رنج قرار گرفت و روحش از اثر خوف و ترس بي قرار گرديد. او در حالي به راهش ادامه داد كه به هركس دست گدائي دراز ميكرد، از هر چيز ترس و واهمه داشت و از هر حادثة مي حراسيد تا اينكه به سرمنزل مقصود رسيد و در آنجا با جزاي فرار و عصيانش مواجه شد.

اما ره رو راه راست، او كه به قانون احترام داشت و مراقب محموله اش بود، آزادانه با آرامش قلب و اطمينان وجدان، بدون رفتن زير بار منت كسي و بدون انتظار و يا ترس از كسي به راه افتاد تا به شهر مقصود رسيد و در آنجا پاداش مناسبش را مانند هر سرباز شريفي كه به نحو احسن انجام وظيفه كرده است، دريافت.

پس اي نفس سركش!

بدان كه يكي از آن دو مسافر فردي است مطيع قانون الهي و ديگري انسان نافرمان و پيرو خواهشات است.

اما آن راه, مسير زندگيست كه از عالم ارواح آمده, از قبر مي گذرد و به عالم آخرت مي رسد.

و اما آن محموله و سلاح، عبارتند از عبادت و تقوا. عبادت ظاهراً اندكي سنگين احساس مي شود, اما در معني چنان آرامش و سبكي دارد كه قابل وصف نيست، زيرا عبادت گذار در نمازش مي گويد: " لا اله الا الله " يعني خالق و رازقي جز او نيست, نفع و ضرر در دست اوست, او حكيم است هرگز كار بيهوده نمي كند, هم رحيم است, احسان و مرحمتش فراوان.

مؤمن به آنچه مي گويد اعتقاد دارد، لذا در هر چيز درب مي يابد كه به خزائن رحمت الهي گشوده مي شود و با دعا و نيايش آن درب را مي كوبد و هر چيز را در تسخير امر پروردگارش مي بيند, پس با تضرع و زاري به او التجاء مي كند و با تكيه به توكل در برابر هر مصيبت تحصن مي جويد, لذا ايمانش به او امنيت تام و اطمينان كامل مي بخشد.

بله! مانند تمام حسنات حقيقي منبع شجاعت، ايمان و عبوديت است و مانند همه بديها منبع بزدلي, ضلالت و گمراهي است.

اگر زمين بم ويرانگري شده انفجار كند, احتمال دارد عابد منور القلب را نترساند بلكه آنرا يك قدرت خارق العاده صمدانيت دانسته در حيرت لذت آميز بسر مي برد. اما فاسقي كه قلبش مرده است ولو يك فيلسوف مشهور هم باشد وقتي ستارة دنباله داري را در فضا مشاهده مي كند خوف به او دست مي دهد و از ترس مي لرزد و با پريشاني مي پرسد: آيا امكان ندارد اين ستاره بــه زمين ما اصابت كند؟ سر انجــام در وادي اوهام سرنگون مي شود. (روزي با نمايان شدن ستارة دنباله داري در آسمان امريكا مردم به لرزه در آمدند حتي بسياري از مردم در ساعات شب خانه هايشان را ترك گفتند).

بله! در عين حاليكه انسان به چيزهاي زيادي نياز دارد اما ثروتش در حكم هيچ است و با وجوديكه در معرض مصايب بي انتهائي قرار دارد, اقتدار و توانمنديش هم در حكم هيچ است, زيرا وسعت دايره ثروت و اقتدارش تا جايي است كه دستش بر آن مي رسد و اما دايره آروز ها, تمايلات, درد ها و گرفتاريهايش به حدي وسعت دارد كه چشم و خيالش كار مي كند. 

عبادت, توكل, توحيد و تسليم فايده، سعادت و نعمت بزرگي است بر روح ناتوان، ضعيف و نيازمند بشر. كسي كه كور نباشد اينرا مي بيند و درك مي كند.

زيرا معلوم است راهي كه ولو به احتمال كم بي خطر است بر راه خطرناك ترجيح دارد، حال آنكه مسئله مورد بحث ما يعني راه عبوديت, ضمن بي ضرر بودنش با نه احتمال از بين ده احتمال به گنج سعادت ابدي ما را مي رساند, اما راه فسق و ناداني با اعتراف خود فاسق با آنكه بي فايده است سبب بدبختي و هلاكت ابدي مي گردد و مضر بي فايده بودن آن صد در صد يقيني است و اين امر به شهادت تعداد بي شماري از (اهل تخصص و اثبات) بدرجه تواتر و اجماع ثابت است و در روشني اخبار اهل ذوق و كشف، امري يقيني و قطعي مي باشد.

از اين مطلب چنين نتيجه ميگيريم:

بدون ترديد سعادت دنيا نيز همچون خوشبختي آخرت در گرو عبادت و سربازي كردن در راه الله است, وقتي چنين باشد بايد كلمات ذيل را دايماً ورد زبان قرار دهيم و از اينكه مسلمانان هستيم بايد شكر گذار الله سبحانه و تعالي باشيم.

" الحمد لله علي الطاعة و التوفيق "

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:50  توسط صالح  | 

گفتار دوم

گفتار دوم

 

" الذين يؤمنون بالغيب "

 

اگر خواسته باشي به لذت و آرامش و خوشبختي و نعمت موجود در ايمان پي ببري، به اين حكايت كوتاه گوش فرا ده:

روزي دو نفر به منظور تفريح و تجارت باهم همسفر شدند، يكي از آن دو كه خود بين و بدبخت بود به طرفي و ديگري كه خدا بين و نيكبخت بود به سمتي ديگر رفت.

انسان خود بين، در جزاي بد بيني, خود انديشي و خود بينيش سر از كشور ويراني در مي آورد كه در جاي جاي آن انسانهاي عاجز و بيچاره، از دست افراد وحشي، سنگدل و ويرانگري شان واويلا سر مي دهند. هر جا ميرود چنين حالت اندوه بار و دردناكي را مي بيند براي اينكه حالت دردناك و تاريك را احساس نكند، چارة غير از روي آوردن به الكل و شراب نمي يابد, چون هر شخص برايش دشمن و غريبه معلوم مي شود, در اين بين جنازه هاي اندوهناك و يتيم هايي را مي بيند كه مايوسانه گريه مي كنند, لذا به عذاب وجداني گرفتار مي شود.

اما آن انسان خدا بين, خدا پرست و حق انديش به يمن اخلاق خوبش با يك كشور زيبايي روبرو گرديد.

اين مرد نيكو كار در هر كشوري كه داخل مي شود جلسات با شكوه و جشنهاي زيبايي را مي بيند كه با شور و شعب برپا بود. در هر طرف سرور و در هر زاويه پيري و در هر مكان حلقات ذكر، حتي هر فردي از افراد اين كشور را دوست با وفا و خويشاوند محبوب خود مي پندارد. سپس مي بيند كه سراسر مملكت در محفل تعطيلي عمومي با كلمات شكر و ثنا نداي سرور سر مي دهد و نيز در بين شان صدا هاي گروه نوازنده را ميشنود كه آهنگ هاي حماسي را همراه با تكبير هاي بلند و تهليل هاي گرم با فخر و غرور به كساني تقديم مي كنند كه به خدمت و سربازي برده مي شود.

در لحظه يي كه مرد نخست بدگمان, از درد خود و درد تمام مردم رنج مي برد, نفر دوم نيكبخت خوش بين هم از خوشحالي خود و هم از خوشحالي عموم مردم مسرور و شادمان بود. علاوه از سود خوبي كه در تجارتش به دست آورده بود شكر و سپاس پروردگارش را بجا آورد.

هنگام بازگشت به طرف خانواده, همسفر نگونبختش را ملاقات مي كند و از حال و احوالش جويا مي گردد و در جريان آنچه بر سرش گذشت، قرار مي گيرد و به او مي گويد:

اي مرد! تو مرتكب جنايت شدي بدون ترديد بديهاي درونت بگونه يي به بيرونت انعكاس يافته است كه هر تبسم را فرياد و اشك و هر مرخصي و اجازه را قتل و كشتار مي پنداري. به هوش بيا و قلبت را پاك كن تا اين پردة تيره از چشمانت دور شود و شايد چهرة روشن و درخشان حقيقت را ببيني, بدون شك صاحب و مالك اين مملكت كه در بالاترين مرتبة عدل و مرحمت و ربوبيت و اقتدار و انتظام و شفقت قرار دارد و مملكتي كه تا به اين حد آثار ترقي و پيشرفت را در پيش چشمانت مي گذارد، امكان ندارد به صورتي باشد كه وهمت بتو ترسيم مي كند.

سر انجام اين بدبخت به خود آمد و حق را دريافت, به فكر فرو رفت و با پشيماني گفت:

بله، بر اثر نوشيدن شراب ديوانه شده بودم خدا از تو راضي شود, من را از جهنم بدبختي نجات دادي.

پس اي نفسم!

بدان كه نفر اول " كافر " يــا " فاسق و غافل " بود و اين دنيا در نظرش انگار ماتم سراي عمومي است و تمام موجودات زنده يتيمهايي هستند كه از درد ضربات زوال و سيلي هاي فراق مي گريند.

اما انسان و حيوان, با پنجه هاي اجل تكه و پاره شده, بي كس و سرگردان هستند.

اما موجودات بزرگ همچون كوه ها و دريا ها در حكم جنازه هاي فرسوده و لاشه هاي هولناك اند.

چنين اوهام مدهش, رنج دهنده و نشئت گرفته از كفر و ضلالت انسان, عذاب معنوي تلخي را بر او مي چشاند.

اما نفـر دوم " مومنـي " است، كـه خـالقش را بـه صورت بـايد و شـايد مي شناسد و به او ايمان مي آورد, به نظر او دنيا سراي ذكر رحماني و آموزشگاه بشر و حيوان و محل آزمون و امتحان انس و جن است، اما همه مرگ و مير هاي حيوان و انسان عبارتند از پايان خدمت و بر تعطيلي كار. كساني كـه وظـايف حياتشان را بـه پايان رساندند ايـن دار فانـي را در حالـي وداع مي گويند كه روحاً شادمان هستند, زيرا آنها به عالم ديگري منتقل مي شود كه عاري از تشويش و خالي از پليديهاي ماده و نابسامانيهاي زمان و مكان و سختي هاي روزگار و پيش آمد هاي ناگوار است, تا فرصتي مناسب به كارمندان جديد جهت انجام وظيفه فراهم گردد.

اما همه زاد و ولد ها اعم از حيوان و انسان، عبارتند از گيرودار سازماندهي نظامي و بدست گرفتن سلاح و پذيرفتن وظايف و مسؤليت. از اينرو هر موجودي، كارمند و سرباز شادمان و خدمتگذار صادق, راضي و با قناعت است.

و اما صداهاي برخواسته از گوشه و كنار دنيا عبارتند از ذكر و تسبيح بخاطر پذيرفتن وظايف و آغاز به كار و يا شكر و تهليل جهت فراغت از وظيفه، يا عبارتند از نغمه هاي برآمده از شوق و شادماني كار. لذا از نظر اين مومن همه موجودات خدمتگذاران آشنا و كارمندان دوست و كتابهاي شيرين مولاي كريم و مالك رحيم اوست و بدينسان چنين حقايق زيادي در كمال لطف و مرتبت و لذت و ذوق از ايمانش تجلي مي كند, پس ايمان حقيقتاً بذر معنوي شگفته از " طوبي جنت " را حمل مي كند و كفر بذر معنوي زقوم جهنم را در خود پنهان نموده است.

بايد بگوييم كه آرامش و امنيت فقط در سايه اسلام و ايمان است. پس لازم است همواره اين كلمات را ورد زبان قرار دهيم:

الحمد لله علي دين الاسلام و كمال الايمان

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:48  توسط صالح  | 

نصحيتي چند

و به نستعين

 

" الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام

علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه اجمعين "

 

اي برادر!

نصحيتي چند از من تقاضا كردي, پس اينك چند حقيقت را ضمن هشت حكايت كوتاهي تقديمت مي كنم, آن را همراه با نفسم كه شديداً نيازمند نصيحت مي بينمش بشنو, چون تو يك سرباز هستي اين حقايق را با مثالهاي نظامي بتو عرضه مي دارم و من كه روزي با هشت " گفتار " كه از هشت آية كريمه الهام گرفته كرده بودم با تفصيل خود را مورد خطاب قرار دادم.

اكنون آنرا با اختصار و با زبان ساده به نفسم يادآور مي شوم, پس كسيكه در خود رغبتي احساس مي كند به ما گوش فرا دهد.

 

 

گفتار اول

 

" بسم الله الرحمن الرحيم "

 

" بسم الله " ابتداء هر خير و آغاز هر كار بزرگ است, ما نيز با آن شروع مي كنيم.

بدان اي نفس!

 اين كلمه پاك و مبارك آنگونه كه شعار اسلام است، تمام موجودات نيز با زبان حالشان آنرا ورد زبان قرار مي دهند.

اگر مي خواهي بداني چه نيروي هولناك بي پايان و چه بركت گسترده و بي انتهائي  در " بسم الله " موجود است, اين حكايت تمثيلي كوتاه را گوش كن:

صحرا نشيني كه در صحرا گشت و گذار مي كند, براي اينكه از شر اشرار نجات يابد و وظايفش را به پايان برساند و حاجاتش را بر آورده كند, لازمست به رئيسي خود را منسوب سازد و تحت حمايتش داخل شود, والا در مقابل دشمنان فراوان و حاجات بي حد, تك و تنها, حيران و پريشان خواهد ماند.

 روزي دو نفر به سياحتي رفتند, يكي متواضع و ديگري مغرور بود شخص متواضع خود را به رئيس منسوب ساخت, اما مرد مغرور از انتساب ابا ورزيد, هر دو در اين دشت به راه افتادند. شخص وابسته به رئيس به هر خيمه يي كه داخل مي شد به بركت آن اسم مورد احترام و قدرداني قرار مي گرفت و اگر با رهزني مواجه مي شد به او مي گفت: " من به نام فلان رئيس گشت و گذار مي كنم " در نتيجه رهزن مزاحمش نمي شد. اما شخص مغرور با مصايب و سختيهاي  گوناگون مواجه گرديد, زيرا در طول سفر در ترس و بيم دايم بود و هميشه در حالت گدايي.

پس اي نفس مغرورم بدان!

تو همان گردشگر بيابان هستي و اين دنياي پهناور همان صحراست و همانطوري كه دشمنان و حاجاتت بي انتهاست " فقر و عجزت " هم بي حد است. وقتي چنين است, نام مالك حقيقي و حاكم ابدي اين صحرا را بگير, تا از ذلت گدايي در مقابل كاينات و از ترس و لرز در مقابل حوادث نجات يابي.

بله! اين كلمه طيبه " بسم الله " گنج بزرگ فنا ناپذير و ابدي است, زيرا توسـط آن فقرت بـه يك رحمت مطلـق و گستـرده تر از كاينـات ارتباط مي يـابد و عجزت بـه يك قدرت بـزرگ مطلق تعلق مـي گيرد كه تمام  هستي را از ذرات تا سيارات در دست دارد, به نحوي كه عجز و فقر دو شفاعت كننده پذيرفته شده درگاه قدير و رحيم ذوالجلال قرار مي گيرد.

بــدون ترديد كسيكــه حركـت و سكــون و صبح و شامش بــا كلمه " بسم الله " همراه است، مانند سربازي است كه به اسم دولت كار مي كند و از كسي نمي ترسد, چون او به اسم قانون و به اسم دولت سخن مي گويد و كار هايش را انجام مي دهد و در مقابل هر چيز ايستاده گي مي كند.

در آغــاز گفتيم: تمام موجودات بـا زبان حالشـان اسم " الله " را ذكر مي كنند, يعني " بسم الله " مي گويند، آيا واقعاً چنين است؟

بله! اگر شخصي را ببيني كه مردم را به ميداني مي برد و بر انجام اعمال مختلفي واميدارد, يقين خواهي كرد كه اين شخص با استفاده از نام و قدرت خود به چنين اعمال دست نمي زند. او سربازي است وابسته به دولت و تحت حمايه حاكم.

پس موجودات نيز با اسم " الله " انجام وظيفه مي كنند و بذر هاي بسيار كوچك با اسم " الله " درختان بزرگ و بارهاي سنگيني را بر دوش ميكشند يعني هر درخت " بسم الله " مي گويد و دستانش را از ميوه هاي ذخاير رحمت الهي پر كرده به ما تقديم مي دارند.

 و هر باغي " بسم الله " مي گويد و شكل آشپزخانه قدرت الهي را به خود مي گيرد كه انواع خوردني هاي خوشمزه در آن پخته مي شود و هر حيواني از حيوانات پر سود و بركت مثل شتر, گوسفند و گاو " بسم الله " مي گويند و چشمة خروشان شير گوارا مي شود و به اسم رزاق، لطيف ترين و نظيف ترين غذا را به ما تقديم مي كند و ريشه هاي هر گياه و خــاشاك " بسم الله " مي گويد و به اسم " الله " صخره هاي سخت را با برگهاي ابريشمين نازكش مي شگافد و سوراخ مي كنــد و به اسم " الله " و به اسم " رحمن " هر كار دشوار و هر چيز سخت در مقابلش آسان مي شود.

بله, پهن شدن و ميوه دادن شاخه ها در هوا و پراگنده شدن ريشه ها در زير صخره هاي بزرگ و غذا دادن آن در زير زمين و نيز ماه ها  نازك و سبز ماندن برگها در برابر حرارت شديد مشت محكمي بر دهان طبيعت پرستان مي زند. انگشتانش را بر چشم كور آنان داخل مي كند و مي گويد: صلابت و حرارتي كه شما بر آن مي نازيد نيز تحت فرماني حركت مي كنند كه ريشه هاي نرم ابريشمين, همچون عصاي موسي عليه السلام، فرمان [فقلنا اضرب بعصاك الحجر]1 را اطاعت نموده, سنگها را دو نيم مي سازد و برگهاي سبز و نازك همچون اعضاي ابراهيم عليه السلام در برابر آتش سوزان، آيه [يا نار كوني برداً و سلاماً]2 مي خوانند.

وقتي هر چيز معناً " بسم الله " مي گويد و بنام الله نعمتها را مي آورد و به ما مي سپارد, پس ما هم بايد بسم الله بگوييم, بنام الله بدهيم, بنام الله بگيريم. اگر چنين است، از انسانهاي غافلي كه بنام الله نمي دهند، نبايد چيزي بگيريم.

سوال: ما بر انسانهاييكه خدمتي در حق ما انجام مي دهند بدل و پاداش مي دهيم, آيا  مالك حقيقي اين نعمتها چه چيزي از ما مي طلبد؟

جواب: آن منعم حقيقي سه چيز را بعنوان بهاي نعمتهاي با ارزش از ما مي خواهد، كه آن سه عبارت اند از: ذكر, شكر و فكر.

لذا " بسم الله " در آغاز، ذكر است و " الحمد الله " در پايان، شكر است و بين اين دو فكر است. يعني تامل در اين نعمتهاي بديع و درك اين مطلب كه اين نعمتها معجزة قدرت ذات احد صمد و هديه رحمت اوست. اين تأمل همان فكر است.

با بوسيدن پاي انسان بيچاره كه هديه با ارزش پادشاه را بتو آورده است, صاحب هديه را نشناختن, چه اندازه حماقت است، درست به همين صورت بر اسباب مادي نعمت, دل بسته و منعم حقيقي را فراموش كردن به مراتب زشت تر از آن حماقت است.

پس اي نفس! اگر نمي خواهي مثل اين احمق ابله شوي!

بنام الله بده.

بنام الله بگير.

بنام الله شروع كن.

بنام الله كار كن.



1  گفتيم ما بكوب پا عصايت سنگ را

2 اي آتش سرد و سلامت شو

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 17:44  توسط صالح  | 

قدس به عنوان سومین شهر مقدس

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه:قدس به عنوان سومین شهر مقدس پس از مکه و مدینه به واسطه وجود مسجدالاقصی مورد تکریم قرار گرفته و از دیرباز جایگاه ویژه‌ای نزد همه ادیان الهی به ویژه مسلمانان داشته است.

شهر قدس که به اورشلیم نیز معروف بود، از قدیمی ترین شهرهای تاریخی به شمار می رود که مهد ادیان سه گانه آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام بوده و قدمت آن به 45 قرن می رسد، این شهر بنای تاریخی و دینی مسجدالاقصی، اولین قبله مسلمانان را در خود جای داده است.

این شهر در سال 1409 قبل از میلاد شهر توسط حضرت داوود (ع) فتح شد و شهر داوود نام گرفت . در دوران سلیمان شکوفایی و معماری بسیاری در این شهر رخ داد و دین یهودی نیز در این شهر سیادت یافت. قدس طی سالهای 330 تا 636 میلادی به شهر "ایلیا" معروف بود و دین مسیحیت دین رسمی برای امپراطوری بیزانسها به شمار می رفت.

در سال 15 هجری/ 636 میلادی، عمر بن خطاب از خلفای راشدین وارد قدس شد و دستور داد مسجدی در ضلع جنوبی قدس بر ویرانه های حرم شریف بسازند.

ارتباط و پیوند قداست مسجد الاقصی به عقاید و باورهای مسلمانان به دورانی باز می گردد که 17 ماه به عنوان اولین قبله مسلمانان به شمار می رفت تا زمانی که قبله به کعبه، خانه خدا انتقال یافت. اسلامیت مسجد الاقصی به حادثه اسراء و معراج باز می گردد که خداوند در آیاتی از قرآن کریم شبانه پیامبر اکرم را به سوی مسجد الاقصی در بیت المقدس در 27 رجب یکسال قبل از هجرت فرا خواند تا از این مکان به آسمان عروج کند. مسلمانان با این دید در بالابردن و ارتقای جایگاه دینی مسجدالاقصی و بیت المقدس و ارتباط آن با عقاید اسلامی نقش به سزایی ایفا کردند.

مسجدالاقصی طی سالها تغییرات بسیاری کرد و به تدریج به آن مدارس دینی، سالنهای علمی، انبار ذخایر و محل اسکان سواره نظام افزودند. 

حرم شریف این مکان مقدس شامل مسجدالاقصی، قبة الصخره با گنبد طلایی آن و صحن‌ها و ساختمانهای پیرامون آن است که در مجموع با مساحت 14 هکتار بر فراز کوه موریا قرار دارد و 14 دروازه از جمله درهای اسباط، حطه، شرف‌الانبیا، ناظر، نو، قطانین، مطهره، سلسله، مغربیان و دروازه طلایی، اتاق‌های متعدد، 8 چاه در صحن قبه الصخره و 17 چاه در حیاط مسجدالاقصی و 4 گلدسته از جمله آثار این بخش است. 

 آتش‌سوزی مسجدالاقصی

21 آگوست 1969 رژیم صهیونیستی اعلام کرد یک فرد دیوانه به نام "دنیس مایکل روهان" مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه صهیونیستها اعلام کردند که این فرد استرالیایی یک مسیحی دیوانه بود، اما برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که وی یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت. همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجره‌های مشرف به درب ‌المغاربه (که اسرائیلیها آن را منهدم کردند) هدایت و کمک کرده اند.

بخش به آتش کشیده شده مسجدالاقصی در قبه الصخره 1500 متر مربع را در بر می‌گرفت. در این آتش‌ سوزی منبر صلاح ‌الدین ایوبی، مسجد عمر، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستونها و ایوانها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از گنبد داخلی که مزین بود محراب و دیوارهای جنوبی، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشه‌های رنگی و فرشها، سوره اسرا که با کاشیهای معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتش‌سوزی از بین رفت.

روز جهانی مسجد

طی برگزاری سی امین اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی که از هفتم تا نهم خرداد ماه سال 1382 در تهران برگزار شد، نامگذاری روزی به نام روز جهانی مسجد به تصویب رسید. طی این اجلاس تصویب شد از 21 آگوست هر سال، که مصادف با خاطره به آتش کشیدن مسجد الاقصی توسط تندروهای صهیونیست است، به مدت یک هفته، "هفته جهانی مساجد" اعلام و گرامی داشته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 17:48  توسط صالح  | 

25 راه به افكار خلاق و زيبا

25 راه به افكار خلاق و زيبا

تا به حال چند بار احساس كرده‌ايد كه مغز شما از كار افتاده است و ديگر قادر به فكر كردن نيستيد؟

اين به‌دليل آن است كه ما نياز داريم توانائي‌هاي خود را براي فكر كردن افزايش دهيم.  مطلب حاضر به نكاتي مي‌پردازد كه ما براي بيشتر و بهتر فكر كردن بايد به كار گيريم و به آن نياز داريم.   

يافتن بهترين زمان. بيشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر مي‌توانند فكر كنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها.شما چه زماني بهتر فكر مي‌كنيد؟ 

- 1خوب تحصيل كنيد اما افراط نكنيد. بعضي از روان‌شناسان عقيد ه دارند كه تحصيلات تخصصي افراطي و زياد مي‌تواند به توانايي تفكر خلاقانه آسيب وارد كند. شما اگر در رشته نويسندگي دكترا كسب كنيد الزاما رمان نويس بزرگي نخواهيد شد.  

2- روز خود را با بهترين‌ها شروع كنيد. محققين نشان داده‌اند كه مقدار كافئين موجود در يك فنجان قهوه مي‌تواند به تمركز حواس كمك كند اما اگر شما مستعد اضطراب هستيد بهتر است فراموشش كنيد. . 

--3خاطرات جديد را به خاطرات قبلي بچسبانيد.
حافظه خود را چون دار بستي در نظر بگيريد و اطلاعات جديد را روي آن تثبيت كنيد. هميشه اطلاعات جديد را به چيزي پيوند دهيد و هرگز آن را تنها رها نكنيد. 

-4-تا مي‌توانيد تمرين كنيد. ياد گيري و تمرين مداوم ذهن را تغيير مي‌دهد.مطالعاتي كه روي عده‌اي داوطلب 70 ساله انجام شده نشان مي‌دهد كه آموزش‌هاي منظم و طبق برنامه
زمان‌بندي شده باعث تغيير ساختار ذهني فرد مي‌شود به نحوي كه فعاليت ذهني اين افراد نسبت به زماني كه 7 سال جوان‌تر بوده‌اند بيشتر است. فرد مسني كه خوب تمرين مي‌كند سريع‌تر از جواني است كه اصلا تمرين نمي‌كند.

-5-به ايده‌هاي خود شانس شكوفا شدن بدهيد. بسياري از ما با توجه به توانائي‌ها يمان امكان ارزيابي حقايق وتصميم‌گيري سريع داريم.  خلاقيت نياز به آرامش و سكون داردو اين كه به ايده‌هاي به ظاهر نا معقول و بي‌معني خود فرصت دهيم.     

6-شغلي كه باعث رشد شود و همراهي كه باهوش باشد.  مطالعات انجام شده درلهستان نشان مي‌دهد صاحبان مشاغلي كه نياز به كارگيري ذهن دارد نسبت به ساير افراد از قدرت تفكر بيشتري برخوردارند. همچنين ازدواج با فردي با هوش ممكن است در شما انگيزه ايجاد كند و باعث رشد و بالندگي شما شود.

7--تجربه كنيد. خلاقيت اغلب به توانائي تعديل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگي خلاصه مي‌شود. براي مثال نوار چسب خياطي با الهام گرفتن از خار و خسي كه به لباس مي‌چسبد ساخته شده است و يا شيوه پوست كندن موز ايده‌اي براي تهيه قوطي‌هاي كنسروي است كه با حلقه‌اي كه روي آن تعبيه شده باز مي‌شود.

8-توجه كنيد.آيا تا به حال براي شما پيش آمده كه نام كسي را تا مدتي پس از آن كه او را ملاقات كرديد به خاطر نياوريد؟علت اين امر ضعف حافظه نيست بلكه نداشتن تمركز است. با بالا رفتن سن بايد اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاريم و حفظ كنيم.  

-9-ورزش با عث تقويت قواي فكري مي‌شود. تحقيقات گوناگون اكنون از اين فرضيه كه ورزش و تمرينات بدني اثرات سود‌مندي روي عملكرد تحصيلي دارد حمايت مي‌كند.تصور مي‌شود كه در هنگام ورزش اكسيژن و مواد غذايي بيشتري در دسترس سلول‌هاي مغز قرار مي‌گيرد؛ به علاوه با عث افزايش فاكتور‌هائي مي‌شود كه عامل رشد سلول‌هاي مغزي‌اند. ورزش فوايد گوناگوني دارد و انجام آن به‌صورت مرتب و روزانه توصيه مي‌شود.

10- تازه جوئي رمز موفقيت. نقاش امپرسيونيست هنري ماتيس در سال‌هاي پاياني عمر خود از قيچي به جاي قلم مو براي خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحي تازه بخشيد. مقايسه افراد خلاقي كه متوقف مي‌شوند با آنهايي كه به خلاقيت ادامه مي‌دهند نشان مي‌دهد كه افراد دسته دوم پيوسته به دنبال دانشي جديد هستند.

-11-شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفي قرار گيريم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاري نياز به دقت و تمركز زياد دارد مثلا تهيه يك گزارش بايد دو شاخه سيم تلفن را از پريز كشيد و يا نوشته‌اي روي در قرار داد تا كسي در آن هنگام وارد اطاق نشود.

12-فراموش نكنيد كه هميشه به دنبال كارهاي مورد علاقه‌تان باشيد. اخيرا روان‌شناسي هلندي مطالعاتي روي تفاوت‌هاي بين قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادي از

 

هر دسته را تحت آزمايشاتي چون تست هوش، حافظه وتعيين ميزان قوه استدلال براي حركت مهره‌ها قرار داد و هيچ تفاوتي بين افراد دو گروه پيدا نكرد.تنها تفاوت اين بود كه قهرمان شطرنج علاقه بيشتري به بازي شطرنج داشت. آنها اشتيا ق و تعهد بيشتري نشان مي‌دهند و كليد خلاقيت آنها هم همين است.

13- ايده‌هاي جديد رابا يكديگر تلفيق كنيد. با هيچ مطلبي سرسري بر خورد نكرده وآن را با بي‌تفاوتي نخوانيد. حاشيه نويسي،  فكر كردن، شكل دادن وتلفيق مطالب با يكد يگر حتي اگر مطلبي كه مي‌خوانيد به‌نظرتان به درد نخور و بي‌فايده باشد به شما كمك مي‌كند تا آن را به نحوي بفهميد كه  در نهايت بتوانيد خلاقا نه عمل كنيد.

14- روش‌هاي سريع يا د گرفتن را بيا موزيد.  يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي قرن بيست و يكم توا نا ئي يا د گيري سريع است؛  پس آ ن را پرورش دهيد. يا د بگيريد كه به سرعت به ايده‌هاي خود شكل دهيد. شيوه عملكرد مغز خود را پيدا كنيد تا بتوانيد آن را بهتر به كا ر گيريد. بعضي اشخاص پس از مدتي كار فكري نيا ز به استراحتي كوتا ه‌مدت  و نو شيدن چاي يا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به كار ادامه دهند.   

15- هميشه برنامه‌هاي بلند مدت  داشته باشيد حتي اگر آن را هر روز تغيير دهيد. نفس برنا مه‌ريزي براي زندگي خود به تنهايي با ارزش است و تغيير دادن آن به ما كمك مي‌كند كه چيز‌هاي جديدي ياد بگيريم.  

16- اشتباه كنيد.  ممكن است در اولين تلاش خود مرتكب اشتباهات زيادي شويد اما كارتان را پيش برده و تمام كنيد.اشتباهات خود را يادداشت كرده وسپس دوباره به كار بپردازيد و اين بار از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيد. به گفته شكسپير ترديدهاي ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقيت دور مي‌كنند.

17- عواملي كه در ضمن كار باعث افزايش مهارت‌هايتان شده‌اند را يادداشت كرده و گاهي به آنها مراجعه كنيد تا برايتان به عادت تبديل شوند.

18- به مسائل از زواياي مختلف نگاه كنيد. چنانچه مي‌خواهيد مسئله‌اي را حل كنيد راه‌هاي مختلفي را امتحان كنيد و اگر راه اول را به هر دليلي مناسب تشخيص نداده‌ايد، راه دوم را امتحان كنيد. ايده‌ها و تصورات را از ديدگاه‌هاي مختلف بررسي كنيد. براي مثال آيا كسي كه در چين رشد كرده و بزرگ شده در مورد يك موضوع خاص به همان شكلي فكر مي‌كند كه يك نفر در ايرلند؟  

19- آرامش خود را حفظ كنيد. خويشتنداري به شما كمك مي‌كند تا منصف و بي‌طرف باقي بمانيد و بهتر فكر كنيد.چنانچه به بحث و مجادله بپردازيد و خونسردي خود را از دست دهيد توانائي خودرا براي منطقي و عاقلانه فكر كردن از دست خواهيد داد.

20- در جست‌وجوي حقيقت باشيد. هر كسي كه خوب فكر كند قبل از هرقضاوتي در جست‌وجوي حقيقت است.از خود سؤال كنيد كه آيا تمام حقايق را به‌طور كامل در دسترس داريد؟ آيا كمبودي در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقيقت و يا راه حل مسئله دور كند؟ 

21- چنانچه در موردي شك داريد حتما سؤال كنيد. هرگز از سؤال كردن نهراسيد.  

22- مردم را درك كنيم. آيا كساني كه با شما صحبت مي‌كنند هميشه اين تصور رادارند كه بايد حرفشان را به طريقي به شما ثابت كنند؟ به راستي علت اين تصور آنها چيست؟

23- تجربه مهم‌ترين مرجع ماست. چنانچه مطلبي را مي‌شنويم بايد ببينيم آيا واقعا در زندگي ما اتفاق افتاده است يا نه. 

24- هميشه به خاطر بسپاريد كه بيشتر حقايق نسبي‌اند و بين حقيقت و عقيده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتياط و دقت به كار بريد و هيچ‌گاه خود را گول نزنيد. فكر نكنيد كه بايد پيوسته دنباله رو مردم باشيد. منبع: روشنگر

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 17:34  توسط صالح  |